تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


شعر

    سلام یه شعر سرودم در مورد مقام دوست و اینکه زمانه و روزگار بین دوست ها فاصله می اندازد و گاه انها را از هم بی خبر می سازد.خیلی خوشحال می شوم اگر در مورد این شعرم نظرتان را بفرمایید.

    درخودم در فکر بودم ای رفیق    معرفت را کی نمودم بر رفیق

    از خودم پرسش کردم یک شبی   روی دوست بتوان ندید تاکی رفیق

    رسم دوران است او(یا) تقصیر من است؟     برسرم ماه ها نتابد نور رفیق

    یاد آن دوران خوبی و خوشی    در کنار ماه تو بود ماه من ای رفیق

    دیگر امشب نور نیست از ماه من  دلهره کرده میگوید به من، ای رفیق

    عاجزم ازخود بتابم نوری زتو   نور من از ماه یار بود ای رفیق

    نور او برعرش رفته برنتابد روی من     من زخود نوری ندارم بربتابم روی تو

      

     


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : رفیق ,دوست ,
    شعر

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 1 مرداد 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر